خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

703

نهج البلاغة ( فارسي )

روزنه هايش را توده‌هاى خاك فرو خواهد بست . و من امروز نفس خود را به تقوا مىپرورم تا فردا ، در آن روز وحشت بزرگ ، ايمن باشد و بر لبهء آن پرتگاه لغزنده استوار ماند . اگر بخواهم به عسل مصفا و مغز گندم و جامه‌هاى ابريشمين ، دست مىيابم . ولى ، هيهات كه هواى نفس بر من غلبه يابد و آزمندى من مرا به گزينش طعامها بكشد و حال آنكه ، در حجاز يا در يمامه بينوايى باشد كه به يافتن قرص نانى اميد ندارد و هرگز مزهء سيرى را نچشيده باشد . يا شب با شكم انباشته از غذا سر بر بالين نهم و در اطراف من شكمهايى گرسنه و جگرهايى تشنه باشد . آيا چنان باشم كه شاعر گويد : و حسبك داء آن تبيت ببطنة و حولك اكباد تحنّ الى القدّ « تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله اى » آيا به همين راضى باشم كه مرا امير المؤمنين گويند و با مردم در سختيهاى روزگارشان مشاركت نداشته باشم يا آنكه در سختى زندگى مقتدايشان نشوم مرا براى آن نيافريده‌اند كه چون چارپايان در آغل بسته كه همه مقصد و مقصودشان نشخوار علف است ، غذاهاى لذيذ و دلپذير به خود مشغولم دارد يا همانند آن حيوان رها گشته باشم كه تا چيزى بيابد و شكم از آن پر كند ، خاكروبه‌ها را به هم مىزند و غافل از آن است كه از چه روى فربه اش مىسازند . و مرا نيافريده‌اند كه بىفايده‌ام واگذارند ، يا بيهوده‌ام انگارند ، يا گمراهم خواهند و در طريق حيرت سرگردانم پسندند گويى يكى از شما را مىبينم كه مىگويد ، اگر قوت پسر ابو طالب چنين است ، بايد كه ناتوانيش از پاى بيفكند و از نبرد با هماوردان و كوشيدن با دليران بازش دارد . بدانيد ، كه آن درخت كه در بيابانها پرورش يافته ، چوبى سختتر دارد و بوته هاى